تبلیغات
< هنرکده .اسماعیل خانی
هنرکده .اسماعیل خانی

اسماعیل خانی ... نوازنده . آهنگساز
عضو کانون تخصصی آهنگسازان خانه موسیقی ایران


می خوام دست از سرت بردارم ...

" به نام اون مهربونی که من و دیوونه تو کرد و تو رو دیوونه دیگری "

سلام نازنین دیروز  و بی مهر امروز من

مزاحم شدم برای خداحافظی   ...  حالم شبیه اونائی که فقط خودشون از حال خودشون باخبرن  ،  و فقط خودشون تولد خودشون و می دونن و از این به بعد هم تصمیم به فراموشی اون گرفتن .

سلامی که امروز برات می نویسم ، رنگش خیلی فرق می کنه  . یک سلام کم رنگ و چند نقطه چین  . . . .  ؟  اونم  به علامت همه جوابهائی که می شد  به من بدی و ندادی .  به فرض که دوستم نداشتی ؛  لایقش نبودم !؟    و یا اینکه می خوای بگی  " همینکه جوابی نمی دم ، خودش جوابیه   " .  و شاید این قانع کننده ترین دلیل دنیا باشه .

راستش دیگه نمی خوام اینبار بنویسم که تو چی بودی ؟ و چه کردی ؟  و تو هم هیچ اهمیتی به اون  ندی و  من هم به اهمیت ندادن تو  ، اهمیت ندم و باز برات تکرار کنم ...       تنها بودم و پر از یاد تو  ... دیدم چه کسی بهتر از تو  !!!       باز برای تو  بنوسم  . . .  تو هیچ سئوالی رو جواب نمیدی ! انگاری هیچی تو دلت نیست ... اینجوری معلوم نمیشه ، کی خسته ای  ؛ کی حوصله نداری ؛ کی از مهربانی هات کم میشه و کی دلتنگی  !!! می خوام خیلی رک و راست  در این آخرین نوشته خودم که به دستت میرسه یا نمیرسه ، بهت بگم :  هیچوقت مثل من نباش .  یعنی خوشحالم که نیستی  ...  نگرانم ،  مبادا که بشی .  سخته  !!! اما بزار همه فکر کنن مغروری تا شکستنی  . مهم نیست ؛ به خوشبختی ات می ارزد ... من همه عشقها رو جدی گرفتم و برای هر  کسی که دلمو  لرزوند کلبه ای ساختم " حتی با حصیر "   ...   خیلی سخته  تحمل این  که دارم برات می نویسم . درد خیلی بدیه  ، که هر چه بیشتر دنبالش بگردی  اون و کمتر می یابی  ... سخته  تنهای تنها  باشی ، بعد کسی از روی خواهش یا مهربانی یا . . .  نگات کنه  .    بگذریم !!!

به خدا هر وقت در این مدت  دردم  بیشتر شد ؛ بیشتر دعا کردم  ... شاید شنیده باشی که قدیمی ها گفته اند : " دعای دردمند ؛ زودتر مستجاب میشه  " .   دیوانگی هام سرریز شده .!     مردم از بس  بی دلیل  ، بدون هیچ مسئله ای ، اینقدر با حرفام ترو اذیت کردم  ...   چه کنم ؟   شاید  تو  دلت نمی آد بزنی تو ذوقم و یا اصلا سرم داد بزنی و بگی  که نمی خوام و یا نمیتونم این حرفها را بشنوم و تحمل کنم  .     گناه تو این وسط چیه   ؟  نمی دونم  !!!  اما فقط بدون  تا به حال این حرفها رو برای کسی ننوشته ام و فقط توئی که می شنوی .

به خدا تموم شدم ... دارم  دیوونه میشم ... باورت میشه  ؟؟؟

نوشته هات و اینقدر تو این روزها خوندم ؛  همش پر از لکه های گریه منه ... عجیب دلم گرفته !   کسی رو که حتی ثانیه ای فراموشش نکردم  ، حالا مدتهاست فراموشم کرده  ...   " باور کن  ؛ حالا خیلی دورتری از اون وقتائی که نبودی " .  دلم عجیب برای فردا که نه   ؛  برای " بی فردائی مان "  شور می زنه  .   اما چه فایده  ؟؟؟   اون اتفاقی که فکر می کنم نباید می افتاد ، حالا مدتهاست که افتاده و من و بی تو  ، و تو رو با دیگری کرده ... 

خیلی روز میشه که هیچ چیزی رو که ترو به یادم بیاره ، پاره نکردم  ؛ تا چه برسه برات بنویسم  . اما   امشب بی جهت دلم هوای آزارهای ترو کرده  ... هوای بدون پاسخ گذاشتن تموم نگاههای پر از عشق و حسرت و عاشقانمو  ... هوای همه چیزات ! حتی نخواستن هات ...  اینقدر از نخواستنهات گفتم که خودمم یادم رفته که تو خیلی چیزا رو هم می خواستی .  مثل  " رفتن و تنهائی من و هزارتای دیگه " .

بگذریم !!!   واقعا خوش به حال تو    ... چقدر کار خوبی می کنی  که برات اصلا مهم نیست که وقتی نیستی  من چه می کنم  ؟  و از نظر تو اصلا معنائی نداره   وقت رفتن ، حتی در قالب یک جمله ساده بگی  " مراقب خودت باش "  .  حق با تست  ؛ مگه دلتو از سر راه آوردی که بخوای نگرانش کنی ، زجرش بدی و یا اینقدر براش سخت گیری کنی ؟  این کار تو هم زیباست  ؛ مثل همه کارات ...      

می خوام دست از سرت بردارم  ..!    بزار هر کس هر جوری دوست داره فکر کنه  . بزار فکر کنن  ، تسلیم شدم و رفتم .    می خوام بنویسم  !!! دیگر ملالی نیست جز ؛  نداشتنت  ، نخواستنت ، راندنت ، باختنت ، رفتنت ،نماندنت ، بدون مکث پاسخ منفی دادنت ، و  ...    _      ولی بدون من مثل تو فکر نمی کنم  !!!     گرچه پریشانی فکرم  ، مدتها پیش به من آموخت که   "  دل برای  بردن است "  و اگر دلی را نبردند ، حتما  جنسش خوب نیست  ... " البته اینجا هیچ ربطی به قیمت ندارد " .       چاره ای ندارم  ، دوباره داریم به پائیز می رسیم ... دیگه پائیز و بهار و زمستان و    ،  همه را از یاد می برم . اومدم اینجا که مثلا کمی آرومتر بشم  . ! .  یک ذره  هم آرام و قرار ندارم .    به خدا بدجوری خاموش شدم . خیلی خودمو سرزنش کردم .   به خدا پشیمانم  ؛    عجیب خودمو  گرفتار تو کردم  .

خوش به حال دل بی دلواپست  . الهی چشم به راه هیچ کسی نمونی . نگرانی درد  بدیه !!!

"  یک نگاه  ، گاهی انسان  و به جرم هیچ ، به اشد  مجازات می رسونه " 

حرفام  ناتمومه    .   خودت بگو !!! چیزی رو که نمی دونی چه جوری شروع کردی ، چه جوری میشه تمومش کنی  ؟؟؟  تا خود صبح هم حرف دارم برات  بنویسم   ...  اما  !؟!   نوشتن  زیادی ام  چه فایده ؟  خودمم شک  دارم تا آخر همه نوشته  هامو بخونی ؟    چقدر حرص می خورم   وقتی تصور می کنم  نوشتمو ورق بزنی و هی ورق بزنی تا عین اونائی که دوست دارن  بدونن  ؛ آخر داستان  یا رمان عاشقی چی میشه ؟ فقط صفحه آخر و بخونی ...  تو کار خودم  موندم  !!! خودمم نمی دونم چرا چیزی رو که می دونم تو بعد از خوندن یا نخوندنش پارش می کنی ؛ اینقدر  با دقت و تمیز می نویسم ؟  نمی دونم  خوبه  یا بد  ؟ اما  بارها  گفتم " من  مثل تو نیستم  "  . نمی شد  هم به روت نیارم  و هم برات  ننویسم  !  پس ترجیح دادم به روت نیارم  اما برات بنویسم  .

خلاصه که  خلاصه اش کنم  !!!   ای کاش اون چشمای مهربونت یه کم  هوای من و داشت  ...

" بی انصاف " بدترین واژه ای که دلم می آد  بهت بگم  .    خودت  حالمو  خوب می دونی ! باز بی خودی دارم حوصلتو سر می برم  ... اما ترو خدا من و ببخش  .  این و هم نبخشیدی  لااقل  اصل کاری رو ببخش  . . .  به خدا  ادب شدم ؛ تنبیه شدم ؛ به غلط کردن  افتادم .

از بس نامه نوشتم و پاره کردم  خسته شدم  .  این یکی رو نوشتم ، اما  پارش نکردم که تو پارش کنی  !!! و شاید اینجوری دست از سرت بردارم  ...

نامه ام رو با غصه تموم می کنم و یه چیزی رو که مدتهاست  تو دلم  می گم ،  اینبار  برای تو هم  می گم  .

" هر وقت کلاغای قصه مادر بزرگا  به  خونشون رسیدن   ؛  من و تو هم به هم می رسیم  !!! 

 درسته ؛ یعنی   هیچوقت  !!! " .

نرنجم که با دیگری خو  کنی 

تو با من چه کردی  که با او  کنی ؟

.....

باشد که هیچ اشک اندوهی بر تن خفته در خاکم فرود نیاید  .

بنده حقیر پروردگار  اسماعیل خانی  

 



سه شنبه 15 تیر 1389 | نظرات ()



اسماعیل خانی ... نوازنده . آهنگساز
عضو کانون تخصصی آهنگسازان خانه موسیقی ایران

afshin_melodi@yahoo.com

اسماعیل خانی

اسفند 1395
بهمن 1395
آذر 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اسفند 1394
دی 1394
فروردین 1394
مهر 1393
فروردین 1393
دی 1392
دی 1390

چهارشنبه ء آخر سال
محمدسام خانی ؛ نابغه خردسال موسیقی ایران ؛ قزوین
حرف دل
شبهای قدر ... قدر عمر و افکارمونو بدونیم ... قدر دلامونو بدونیم
بیاد ۲۶ مین سالگرد زلزله ۶۹
حرفی برای تمام عمرم ....
حرف دل
یلدای بی تو
عشق یعنی ؛ یکی بود و دیگری ... نابود ...!!! همین
پاییز ...!!!
برای تو ... تا ابد
ARAMESH
ارکستر هخامنش
محمد سام . قشنگترین هدیه خدا
تو کی هستی ؟؟؟
!!! در بی توئی ...
سه روز . . . سه نامه
و بدانیم !!!
خدایا !!! تو در آن بالا ؛ تنها چه می کنی ؟
می خوام دست از سرت بردارم ...

سایت رسمی ارکستر هخامنش
قلب ها همه یخ زده
جعفر حسنی
ملاقات
گیل نگاه

وب سایت علی آقا
سایت آواز
آرش رضایی بزرگ
مجید لواف
فراهنگ
لمس ترانه
حنانه حقیقت
فاضل نظری
سینما هنر هفتم
دنیای زیبا
ستاره
صابر قدیمی
الهه
عشق + 2
تنهاترین تنها
صدیقه حسینی
مسعود جاوید نیا
شعرو ترانه
مریم
سوگند
عبدالجبار کاکائی
اندیشه خاکستری
قنوت
سعید دهدار
علیرضا سلیمانی
خبرهای جدید موسیقی ایران
آموزشگاه آوای ایرج
رویا رادان
mihanblog
دل شیدا
گالری عکس یغما گلروئی
خانه موسیقی ایران
خدای آواز ... حضرت ایرج
برای من یک پنجره کافیست
پرستو
سایه بون ( لطفعلی خانی )
پائیز سرد ... بهار
افشین یداللهی
نیما
مهران مدیری
خلیل جوادی
حامد عسکری
هنرمندان نامی ایران
بهاره مکرم
بابک صحرائی
ترانه مکرم
مونا برزوئی
اهورا ایمان
مریم اسدی
وبلاگ استاد گلپا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0