تبلیغات
< هنرکده .اسماعیل خانی
هنرکده .اسماعیل خانی

اسماعیل خانی ... نوازنده . آهنگساز
عضو کانون تخصصی آهنگسازان خانه موسیقی ایران


زندگی چیست ؟و چرا پر از رنج است ؟؟؟

درگذشت استاد عزیزم . نوازنده چیره دست پیانو ، زنده یاد آندره آرزومانیان رو به همه هنرمندان عزیز تسلیت می گم .

...

لطفا همه این مطلب وکامل بخونن و با نظردهی خودشون من و راهنمائی کنن  ...

..............

امروز می خواهم کمی افکار خودم را متمرکز کنم و کمی درباره زندگی بنویسم  ... انگیزه نوشتن این مطالب از دست نوشته ها و سئوالاتی بود که  ؛دوستان و جوانان عزیز  در طی این مدت از من می پرسیدند .        تمام حرفهائی که در اینجا به آنها اشاره می کنم ، همه اش نظر و عقیده شخصی من بوده و این  به معنای درست یا غلط بودن تفکرات من نیست .    هر شخصی می تواند نسبت به درک خودش از زندگی برداشتهائی داشته باشد !  من به نظرات ، افکار و تجربیات همه افراد  احترام گذاشته و فقط قصدم بیان تفکرات شخصی خودم هست  که  " چرا آمدیم " ؟   چقدر می مانیم و سرانجام چه می شویم ؟ و مهترین آنها  "  زندگی چیست  " ؟  و چرا پر از رنج است  ؟؟؟

باید عرض کنم تمامی این تفکرات که چراغ راهی  برای خوب و زیبا زیستنم بود  ، با سختی و تلاش و مطالعات و سفرها و کسب تجربه های مختلف بدست آمده و خدا را شاکرم که مرا " تشنه آتش کرد و نه تشنه آب " که هر چه بیشتر به دنبالشان بودم . امیدوارم توانسته باشم حتی به قدر ناچیزی ، تلنگری باشم برای جوانانی که خودشان به دنبال راههای پرخطر می گردند و در مسیرهائی که قبلا افراد دیگر از آنها گذشته اند قدم نگذاشته و از تنهائی و سنگلاخ هم هراسی ندارند ...  قبل از اینکه به این مسافرت بیایم ، چندین نامه و یادداشت و سئوالات ، انگیزه ها و عقیده هائی به دست من رساندند و آنهم جوانان بسیار عزیزی که " چه دختر یا پسر " به دنبال هدف بودند !!!  یکی از آنها نامه ای بود که توسط یکی از دانشجویان جوان  قزوینی ، سرکار خانم ( ر - ا ) و دیگری برگه های یادداشتی که دوستان عزیز در جلساتی که در خدمتشان بودم به بنده دادند و بالای 20 تا 30 سئوال که همین جوانان با ذوق و علاقه و روحیه بسیار قوی از من می پرسیدند . و من هم دیدم هچ راهی ندارد و نمیتوانم خیلی ساده و سرسری از آنها بگذرم و اصلا هم دوست نداشتم با چند خطی معمولی پاسخ آنها را داده باشم به همین خاطر این مسافرت بهانه ای شد تا از این فرصت و تنهائی به نحو بسیار خوبی استفاده کنم و تفکرات و دید شخصی خودم از " زندگی " را به روی کاغذ بیاورم ... شما هم مرحمت کنید تا اینجا را مقدمه ای برای حرفهایم بدانید و بقیه حرفهایم را در ادامه مطلب بخوانید ...

....  " به عقیده من زندگی ، اصولا فقط رنج بردن است  " . باید برای زنده ماندن معنائی در رنج بردن پیدا کنیم . بشر باید با فکر و اندیشه برخاستن علیه سرنوشت خود را به اثبات برساند . شاید در بعضی مواقع و شرایط حادثه هائی بوجود بیاید  که انسان منطق خود را از دست بدهد ،  اما  این اصلا مورد قبول نیست که انسان در موقعیتهای نابهنجار ، واکنش های نابهنجاری انجام دهد  .   چیزی که ما به دنبالش هستیم و حتی میتوان آنرا بزرگترین حقیقت و آرزوی بشر دانست ، " رسیدن به عشق است "  .  می خواهم بگویم " تنها راه رهائی بشر از راه عشق و در عشق است ".     " عشق همانقدر واقعی  ، نیرومند و بزرگ است  که مرگ  " .

انسان باید در رنجهایش به دنبال عشق باشد  و این طریقی است که باید با آن به کمال برسد .  تنها چیزی که مرا در زندگی ام می رنجاند این است که شایستگی رنجهایم را نداشته باشم  و یا در رنجهایم کم بیاورم ... چرا که دست یابی به هدف در زندگی ،  فقط از راه رانجهایش قابل امکان است . در بسیاری از گرفتاریها ما فراموش می کنیم که این گرفتاریها سنگ محکی است که ما می توانیم از طریق نیروهای درونی خودمان به فراتر از آنچه که هستیم ، بیندیشیم و از نظر معنوی فراتر از علم خود گام برداریم . من به این جمله " سارتر " اعتقاد شدیدی دارم که می گوید : " حتی کسی که فلج از مادر متولد می شود ، اگر قهرمان نشود خودش مسئول است ."   خداوند در همه موجوداتش راهی برای رسیدن به کمال گذاشته و انسان می تواند فقط از طریق درک رنج و اینکه باید تصویر روشنی از عواطف خود در تفکراتش رسم کند تا تمام رنجها ناخودآگاه باستند ، به عشق و کمال برسد . بارها و بارها  گفته ام :  انسان صد سال هم زندگی نمی کند   ، ولی غصه هزار سال را می خورد ... چرا که زندگی را چیزی مبهم فرض می کند .    اما   !!!   درست برعکس این است . چرا که زندگی واقعی و قابل لمس است . هیچ فرد و هیچ سرنوشتی را نمیتوان با فرد و سرنوشت دیگری مقایسه کرد ... به نظر من مهمترین شباهت میان انسانها  ، متفاوت بودن آنهاست .و این تنها چیزی است که همه انسانها در آن مشترکند .

دوست جوان من

یادت باشد  !!!  هیچ موقعیتی تکرار نمی شود . باید به هر موقعیتی پاسخی متفاوت داده شود . وقتی انسان می پذیرد که سرنوشت او در زندگی ، رنج بردن است . ناچار است رنجش را به عنوان یک وظیفه استثنائی و یگانه بپذیرد  ... باید بپذیرد که در رنج بردن در خود تک و تنهاست  ولی در جهان تک و تنها نیست  .  هیچکس نمیتواند او را از رنجهایش برهاند و ا به جای او رنج ببرد . و در نتیجه یک راه باقی می ماند ، آنهم پیدا کردن فرصتی برای مقابله و تحمل این مشقات و رنجها .

یک معنی دیگر زندگی تلاش برای یافتن است و انهم با نیروی ماوراءالطبیعی که فقط هر شخص خودش قادر به انجام آن است . . .  به نظر من انسان " باید  " و قادر است به خاطر ایده ها و افکار و ارزشهایش زندگی کند و یا حتی جان خود را ببازد . معنی جوئی و یا وجود چیزی در زندگی همه افراد یک حقیقت است و نه یک ایمان یا عقیده . انسان  ماهیت خود را آنچنان که هست و آنچه که باید بشود ، خود تعیین می کند ...   معنای زندگی در کل ، از فرد به فرد _ روز به روز _ ساعت به ساعت _ و مکان به مکان در تغییر است  .

" رنج در زندگی "  وقتی معنا یافت ، معنائی چون " گذشت و فداکاری " دیگر آزار دهنده نیست ... به نظر من بزرگترین  هنر انسان این است که هر انسانی در هر لحظه ای می تواند تغییر کند . و حال این تغییر چقدر خوب است که گام به گام به سوی شادی و خوشبختی و یافتن زندگی با عشق باشد . حال با این تعاریف می توانیم باز بگوئیم ؛  " زندگی " فرایند خلق کردن است . . .  پس نباید طوری برخورد کنیم که زندگی  تکرار اعمال گذشته باشد .   خیلی از افراد ادعا می کنند که زندگی را درک کرده اند ؛ ولی هیچگاه بر مبنای درک خود  زندگی نمی کنند . ادعا می کنند راههای شناخت و ارتباط با خدا را میدانند ولی آنرا دنبال نمی کنند . ادعا می کنند که در مسیر درستی هستند ولی جالب اینجاست ، اصلا در ان مسیر قدمی بر نمیدارند . من می خواهم بگویم :  " هیچ چیز جز حقیقت برای خدا  پسندیده نیست ".  انسان اگر  راه را جستجو کند  ، خواهد دید که بدون کمک و همراه نیست .

" خداوند "  هر روز و هر لحظه در حال راهنمائی ماست  .

این ما هستیم که هر کدام ذهنیتی ویژه از خدا داریم و درک همه با هم برابر نیست . و مشکل اینجاست که خدا را بر حسب ذوق و سلیقه خودمان خلق می کنیم ... مثلا برای عده ای خدا مرد  ،  برای عده ای  زن ،  برای عده ای نور و یا برای عده ای همه موارد  و   . . .  است .

اما اصل این است   !!!

" خدا هست "  !!! در نسیم  ، در خورشید ، در باران ، در عطر و رنگ گلها و در همه جای هستی  ... او ابتدا و انتهای هر فکر است . . . به یک معنی   " همه چیز خداست  " .  خداوند در همه جا هست !!! بنابراین فقط در جای بخصوصی نیست ، چون اگر در جای بخصوصی باشد در اینصورت در جای بخصوص دیگری نیست . و این در مورد خداوند صدق نمی کند .

_  ما آمده ایم تا به آگاهی ، کمال و شعور برسیم   .!!!

انسان هر چه آگاهی اش بالاتر رود به حقیقت دست پیدا می کند و آن حقیقت این است که اصلا دیگرانی وجود ندارند و همه چیز در یک وحدت خلاصه می شود . وسرانجام از خدای تبارک و تعالی آگاهی پیدا می کند .  وقتی انسان به خدا می گوید : " تو چقدر توانائی " ؟  پاسخ خدا این است  !!! " تو هم بزرگ و توانائی " ؛ و جالب اینجاست که این تنها چیزی است که انسان به آن اعتقاد ندارد و تصور می کند که واقعا بزرگ و قدرتمند نیست . انسان در هر سطحی و در هر شکلی موجودی است کامل  .  منظورم این است که یک بچه کوچک  ، ناکامل تر از  یک انسان بالغ نیست . چون او بعضی چیزها را نمیداند و یا بعضی کارها را نمی کند ؛ دلیل بر ناکامل بودن آن نیست .    بچه مرتکب اشتباه می شود _ می ایستد  _ می افتد  و . . .  ولی آیا اینها او را آدم ناکاملی می سازد ؟!؟   درست برعکس  این است  .  "  بچه در حد خود کمال است " . کاملا سالم و قابل تحسین و ستایش  ...

و البته " همه ما همینطور " 

من مدتهاست با  خودم درگیرم که آیا واقعا هدف از زندگی " خشنود کردن خداست " ؟؟؟  ولی حالا باید بگویم !!! نه   !!! هدف از زندگی این است که  " خود واقعی تو کیست ؟  انسان باید با تفکر و اندیشه و خلاقیت و باوری عمیق به شناخت خودش برسد  ... تفکر درست خود به خود ایجاد انگیزه ای درست خواهد کرد ... باید به این آگاهی برسیم که هر شخصی که وارد زندگی ما می شود ، آمده تا خیری از جانب ما دریافت کند و البته او هم در مقابل خیری نصیب ما می سازد .

و نتیجه همه حرفهایم  اینکه  :

1 _  هیچ چیز غیز ممکن نیست . تنها عدم سر سختی انسان است که کاری را غیرممکن می سازد .

2 _  تمام کائنات دروازه های خود را  به روی کسانی که مثبت فکر می کنند - مثبت عمل می کنند - اعتماد و اعتقاد راسخ دارند - زندگی را با توانائی و نیرو به مبارزه می طلبند ، کاملا گشوده است  .

3 _  انسان موجودی است بسیار قدرتمند و توانا ... به نظر من اگر انسان در گوشه ای بنشیند و احساس حقارت و ناتوانی بکند ، به خالق خود اهانت و خیانت کرده  است . من معتقدم تک تک افراد با قابلیتهای بسیار شگرف و عمیقی به دنیا آمده اند و اصلا برای این خلق شده ایم تا از این قابلیتها در حد کمال استفاده ببریم . . . پس خود را دست کم نگیریم و فراموش نکنیم  ؛ هر چه که امروز داریم ، روزی غیر ممکن بود .

4 _  همه چیز را در زندگی تجربه کنیم و تا جائی که می توانیم دوستان جدیدی پیدا کنیم و دوست داشتن را به دیگران بیاموزیم .   " تجربه کردن و شکست خوردن ؛ خیلی بهتر است از هیچگاه تجربه نکردن  ".

5 _  تا می توانیم و باید مدد کار هم باشیم ...  هیچ فردی نیست که محتاج به کمک و یاری دیگران نباشد و هیچ شخصی هم نیست که اینقدر فرومایه باشد که از کمک به دیگران دریغ کند ... همه ما وابسته و نیازمند یکدیگریم .

6 _  به استعدادهای نهانی خودمان واقعیت بخشیم .  " جوانی "  تعیین کننده چگونگی  و جهت و آینده زندگی ماست .

7 _  حتی پیاده هم شده  سفر کنیم ؛  چرا که در ماندن می پوسیم ...

 . . . .  

این من  اسماعیل خانی

هر وقت فرصت کنم ... ساز می زنم !!!

وقتی که ساز نمی زنم ... درباره آن حرف می زنم !!!

و زمانی که نه ساز می زنم و نه حرف می زنم  ....

درباره آن فکر یا مطالعه می کنم !!!

و این است تمام حقیقت من  .

پایان

دوم خرداد ماه 89

بنده حقیر پروردگار اسماعیل خانی



شنبه 8 خرداد 1389 | نظرات ()



اسماعیل خانی ... نوازنده . آهنگساز
عضو کانون تخصصی آهنگسازان خانه موسیقی ایران

afshin_melodi@yahoo.com

اسماعیل خانی

اسفند 1395
بهمن 1395
آذر 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اسفند 1394
دی 1394
فروردین 1394
مهر 1393
فروردین 1393
دی 1392
دی 1390

چهارشنبه ء آخر سال
محمدسام خانی ؛ نابغه خردسال موسیقی ایران ؛ قزوین
حرف دل
شبهای قدر ... قدر عمر و افکارمونو بدونیم ... قدر دلامونو بدونیم
بیاد ۲۶ مین سالگرد زلزله ۶۹
حرفی برای تمام عمرم ....
حرف دل
یلدای بی تو
عشق یعنی ؛ یکی بود و دیگری ... نابود ...!!! همین
پاییز ...!!!
برای تو ... تا ابد
ARAMESH
ارکستر هخامنش
محمد سام . قشنگترین هدیه خدا
تو کی هستی ؟؟؟
!!! در بی توئی ...
سه روز . . . سه نامه
و بدانیم !!!
خدایا !!! تو در آن بالا ؛ تنها چه می کنی ؟
می خوام دست از سرت بردارم ...

سایت رسمی ارکستر هخامنش
قلب ها همه یخ زده
جعفر حسنی
ملاقات
گیل نگاه

وب سایت علی آقا
سایت آواز
آرش رضایی بزرگ
مجید لواف
فراهنگ
لمس ترانه
حنانه حقیقت
فاضل نظری
سینما هنر هفتم
دنیای زیبا
ستاره
صابر قدیمی
الهه
عشق + 2
تنهاترین تنها
صدیقه حسینی
مسعود جاوید نیا
شعرو ترانه
مریم
سوگند
عبدالجبار کاکائی
اندیشه خاکستری
قنوت
سعید دهدار
علیرضا سلیمانی
خبرهای جدید موسیقی ایران
آموزشگاه آوای ایرج
رویا رادان
mihanblog
دل شیدا
گالری عکس یغما گلروئی
خانه موسیقی ایران
خدای آواز ... حضرت ایرج
برای من یک پنجره کافیست
پرستو
سایه بون ( لطفعلی خانی )
پائیز سرد ... بهار
افشین یداللهی
نیما
مهران مدیری
خلیل جوادی
حامد عسکری
هنرمندان نامی ایران
بهاره مکرم
بابک صحرائی
ترانه مکرم
مونا برزوئی
اهورا ایمان
مریم اسدی
وبلاگ استاد گلپا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0